تبليغاتX
آه را آتش بزن


آه را آتش بزن

روز نوشت های من





















ش

ما هفت روز تمام را

                      منزل زدیم

و بال هیچ پرنده‏یی در ذهن ما خطور نکرد.

 

دنیا تاریک است

و خورشید

از سوراخ گلوله‏یی پیشانیم را نشانه می‏گیرد.

دنیا کانتینری است

که سنگینی مرگ را حمل می‏کند.

 

ما دیوانگی‏های خود را

در دشت لیلی دفن کردیم

و کسی از ما گفت؛

غرق شدن

سرنوشت خوب ماهی‏هاست.

 

ی

در تاریکی عقربه‏ها به عقب بر می‏گردند.

من زنده‏ام

اما انگشتانم

به تعداد ضربان‏های قلبم

روی ماشه دویده است.

من زنده‏ام

اما دندان‏هایم

تعفن دخترانی را می‏دهد

که به مرگ لبخند می‏زنند.

 

برادرم!

سهم من از شغلم

جز لبخندی دردناک

و شیونی که تا ابدالدهر در گوشم زنگ می‏زند

چیز دیگری نیست

حالا سرزنشم مکن

که دست خالی به خانه بر می‏گردم.

 

ط

حالا وقتش رسیده است

که تمام نماز‏های نخوانده‏ام را

بر جنازه‎‏ی خودم بخوانم

سرم را با سنگ‏ها بجنگانم

و بهشت را

چون پیاله‏یی از شراب

تا آخر سربکشم.

 

چه اندوهناک است بهشت

که برای به دست‏آوردن تکه‏یی از آن

باید پا روی کلید مرگ بگذاریم

و زندگی را منفجر کنیم

«و هیچ چیز

زود‏تر از مردگان فراموش نمی‏شود».

 

ن

من می‏دانم

بهشتی در کار نیست

 

درخت‏ها هر سال

خاطرات اولین شگوفه‏ی از دست داده‏ی شان را

                                               تازه می‏کنند.

کوه‏ها سرگیجه می‏روند

و از ارتفاع‏شان به زمین می‏افتند

و من

زنبوری که راه خانه‏اش را از یاد برده است.

 

من می‏دانم

بهشتی درکار نیست

و جاودانگی تنها علفی‏ست

که در مزارع کوکنار می‏روید.

ت

ما بیهوده رنج تفنگ‏ها را به دوش می‏کشیم

نقاش

برای کشتن پرندگان وطن

به اندکی رنگ قناعت می‏کند.

ما بیهوده گلوی خمپاره‏ها را پاره می‏کنیم

مویه‏های زنی کافی‏ست

تا برج‏های بلخ را از هم بپاشد.

 

ننگ بر ما

که هیچ مرزی نشناختیم

و قایق بر امواج ریگ‏های روان

                                   راندیم.

ای کاش می‏دانستیم

گرسنگی شش حرفِ مختصر، نه

صدها حنجره‏یی‏ست

که مشق «بابا نان نداد» را

                       تمرین می‏کنند.

 

ای کاش فراموشی بوته گلی بود

قد برافرشته از میان جمجمه‏ام.

 

ما سال‏هاست از فراموش شدگانیم

سال‏هاست

ماهیگیران کلماتی را با حرص می‏جوند

و با پوزه‏های‏شان

بر ریگ‏های آمو می‏نویسند؛

غرق شدن

سرنوشت خوب ماهی‏هاست.

نوشته شده در جمعه 1388/08/29ساعت 3:24 بعد از ظهر توسط حکیم علی پور| |

تا سلام دوباره این وبلاگ بسته است
نوشته شده در سه شنبه 1388/06/17ساعت 12:44 بعد از ظهر توسط حکیم علی پور| |


Design By : Night Skin